روح و ريحان
   1   2      >

+ تابستون و قرآن

شنبه 1 تير 1387 ساعت 8:2 عصر

تابستونم رسيد.خيلي ها کلاسهاي تابستوني اسم نوشتن و با کلي ذوق صبح ها از خواب پا مي شن و ميرن سر کلاس،دقيقا همونايي که تو طول سال برا بيدار کردنشون از خواب کلي بايد انرژي صرف مي کردن.بعضيا هم که هنوز امتحاناتشون تموم نشده(مثل من و امثال من)برنامه ريزياشونو کردن.
اما جاي افسوس داره وقتي يه کم نگاه مي کنيم و ميبينيم کلاساي موسيقي و
طراحي و نقاشي و سفال گري و..... پر شده و جايي برا اونايي که يه ساعت دير اومدن نيس و در مقابل.... .هيچ فکر کردين و کرديم که کلاساي قرآن چه نقشي تو زندگي تابستوني بچه ها داره؟
بچه ها کلاس سفال ميرن چون گل بازي دوس دارن اما هنوز از خدايي که اونارو از گل ساخته حرفي نشنيدن.جاي تاسف داره وقتي حرف از کلاس قرآن مياد پدر و مادرا ميگن:اون که هميشه هست بچه ها يه تابستون دارن،بزار نفس بکشن.
کتابي که از صدراسلام به خاطر جمع آوري و نگه داريش کلي ها جون خودشونو دادن حالا نفس گير شده.بغض گلومو ميگيره وقتي تعداد شاگردهاي کلاس قرآن رو ميبينم.يعني ما آدما تابستونا هم وقت نداريم با خدا دو کلوم صحبت کنيم؟؟؟ وقتي خدا ميگه:
اگر هر آينه مي دونستيد که چه قدر براي حرف زدن با شما مشتاقم از شوق،جون ميداديد. .... .
و ما انسانهاي مغرور....


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


+ ريحانة النبي

سه‏شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 10:44 عصر

و بار ديگر اشک ميريزيم براي روح ريحانه اي ديگر.ريحانه اي که 
مهدي موعود
 او را الگوي خود معرفي کرد.سالها پيش در خانه اي
کوچک  اما با انسان هايي بزرگ ريحانه اي در بستر بيماري از دنيا
رفت.او که به روح بزرگش گفت:به تو دروغ نگفتم.خيانت نکردم.
در هيچ امري تو را نافرماني ننمودم....روح همراهش ناراحت و
اندوهگين او را به سينه چسباند و هر دو با هم گريستند.او گريست.
نه از ترس مرگ ،براي روحش گريست؛براي علي.آخَر مي دانست
بعد از او علي تنهاست و مظلوم.او مي دانست بر سرروحش
چه خواهد آمد.و روحش براي از دست دادن چنين ريحانه اي چه
طور صبر کرد؟که فقط خدا مي داند.ما نيز بايد بگرييم.نه براي
ريحانه اي که نيست بلکه براي خودمان که حتي يک بعد اخلاقي
او را نتوانستيم عمل کنيم در حالي که ادعا مي کنيم الگوي ماست.
ريحانه اي که درباره اش گفته شده:لولاک ما خلقت الافلاک.
او که نورش قبل از تولدش در عالم امکان متولد شد و هر کسي
با قسم به نور او رهايي يافت.آري ريحانه ي پيامبر اسلام خوب
ريحانه اي براي علي بود. و الحق که علي نيز روح خوبي براي زهرا بود.

                                           

                    اللهم ارزقنا شفاعة فاطمة الزهرا(س)


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


+ معناي انتظار

جمعه 30 فروردين 1387 ساعت 12:13 عصر

مي دانيد انتظار به چه معناست؟
يکي از بزرگان مي فرمودند: ما به اتفاق خانواده
از قم حرکت مي کرديم
به سمت مشهد،در قطار که بوديم همسرم شير نداشت
که به بچه بدهد
ما هم عادت نداشتيم که شير خشک به بچه بدهيم
.
گفتيم: فعلاًآب قند به بچه مي دهيم تا به مشهد برسيم.
رفتم دنبال آب جوش
.هر چه در قطار تفحص کردم اب جوش پيدا نکردم.
گفتم نيست.مي گويند: آب
جوش نداريم،
بچه گريه مي کرد و مادر هم در اثر گريه ي بچه گريان بود
.



(
اين آقا وهمسرش هر دو سيد بودند)
گفت:بچه خوابش برد،مادر هم به خواب
رفت.
بعد از مدتي ديدم همسرم از خواب پريد،گريه مي کند گفتم چه شده؟
چرا گريه ميکني؟ گفت:الان امام زمان را در خواب ديدم.
فرمودند:چهارده سال
ديگر ظهور ميکنم.

علامتش هم اين است که تو شير داري.ديديم بله.همسرم
شير فراوان دارد.
خوشحال شديم.به بچه شير داد و او را سير کرد.من در فکر فرو
رفتم.
گفتم:عجب!؟چهارده سال ديگر امام زمان مي خواهد ظهور کند؟
تا آن موقع
چه کسي طاقت مي آورد؟
 آن هايي که زمان براي ظهور آقا تعيين مي کنند
يکي مي گويد ده سال.
ديگري مي گويد بيست سال و زمان تعيين کردن،علامت
عدم عشق است.
ناراحت شدم.با خود گفتم:ان شاءالله منظور حضرت از
چهارده سال،
چهارده رووز است.گريان و منقلب بودم که خوابم برد.
حضرت
را در خواب ديدم.

به من فرمودند:تو عاشق ما نيستي.گفتم:چرا يابن رسول الله؟
يا صاحب الزمان به عشق تو سر به بيابان ها گذاردم،به اين طرف و آن طرف رفتم.
آقا فرمودند:عجب!اگر تو عاشق ما هستي چه طور به چهارده
روز معنا کردي؟
بايد مي گفتي:چهارده لحظه ي ديگر.اين معناي انتظار است
.
بايد هميشه منتظر آقا بود.


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


+ لطف خدا

دوشنبه 17 دي 1386 ساعت 8:28 عصر

مي خوام کمي در مورد خواسته هاي خدا از خانما صحبت کنم.چيزي که ماخانما تو اين دوره کمتر يا اصلا يادمون نيست.جالبه بدونين خدا از خانما فقط 2 تا کار خواسته.تازه اونم که نميشه و نبايد اسمشو کار بزاريم چون وظيفه است.يکي رعايت حجاب:
قُل لِلمُؤمِناتِ يَغضُضنَ مِن أبصارِهِنَّ وَ يَحفَظنَ فُروجَهُنَّ
وَ لا يُبدينَ زينَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنها وَاليَضرِِبنَ بِخُمرِهِنَّ عَلي جُيوبِهِنَّ......31 نور
.
و يکي عمل به احکام مخصوص بانوان:
وَ يَسئَلونَکَ عَنِ المَحيض قُل هُوَ أذيً فَاعتَزِلوا النِّساءَ في المَحيض.....222بقرة.
در صورتيکه درآوردن روزي حلال و دادن نفقه و مهريه و زکاة و خمس و خلاصه خيلي چيزاي ديگه به عهده ي مرده که خيلياش هم واجبه.کثير ديديم  و شنيديم که تو تولدحضرت زهرا و روز مادر وقتي از خانمي مصاحبه ميشه ميگه الگوي من حضرت زهراست و بايد الگوي همه ي ما باشه.
اما بياين فکرکنيم ببينيم آيا خانم راضي ميشه با اين پوشش تو جامعه حاضر بشيم؟آيا خانم دلشادن که از صبح تا شب بريم و با نامحرم جماعت سر يه ميز کار کنيم و بچه هامون تو جاهايي بزرگ شن که نبايد؟؟؟

تو رو خدا کمي فکر کنين.دل خانم همين جوري خون هست ديگه نمک به زخمش نپاشيم.چرا برا خودمون ارزش قائل نيستيم؟چرا خواب خرگوشي؟بابا اين حرفاي استقلال و برابري و ... مال يهودياست مال بي ديناست.مال کسايي که از دين متنفرن.بد نيس بدونين خدا هم حرف از برابري ميزنه اما اين جوري:
إنَّ أکرَمَکُم عِندَاللهِ اِتقاکُم....
آقايونم بايد بدونن مثل حضرت علي(ع) نبايد از گل کمتر به خانما بگن
چون همه ي ريحانه ها به طراوت ياس اند
.


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


+ ريحانه ها

پنجشنبه 29 آذر 1386 ساعت 5:58 عصر

 هنگاميکه فرشته پيام الهي را به زمين حمل مي کرد مسرور بود.
مژده ي مادر شدن مي داد ريحانه را و ابراهيم خليل خبر ميلاد فرزندي صالح را دريافت مي نمود:


وَامرَأتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِکَت فَبَشَّرناها بِاِسحاقَ وَ مِن وَراءِ اِسحاقَ يَعقوب.71 هود


بت شکن پير متعجب گشت و روح ريحانه خرسند!

گفت من مادر مي شوم در حاليکه سالخورده ام و شوهرم نيز پير و فرتوت است؟ پاسخ شنيد:

قالوا أتَعجَبينَ مِن اَمرِ الله
رَحمَتُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَيکُم أهلَ البَيتِ إنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ.73 هود
 


                                         *****

از ماهها پيش مي دانست، بار اولش نبود. اما متفاوت مي نمود.
آثارش در ظاهر هويدا نبود.ترسان از اينکه حامل پسري باشد طفل را چون کودکان ديگر.... 
آن زمان که موسي کليم الله جهانيان را سلام داد،
ريحانه سر خم کرد و شبنم اشک از گلبرگ غم چکاند.


وَ اَوحَينا اِلي اُمِّ موسي أن أرضِعيهِ فَإذا خِفتِ عَلَيهِ فَألقيهِ في اليَمِّ
وَ لا تَخافي وَ لا تَحزَني إنّا رادّوهُ إلَيکَ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلينَ.7 قصص


شيره ي وجودش را به او خوراند،در صندوقش خواباند،
بوسه ي مهر بر پيشانيش نشاند و با روحي سرشار از يقين او را به دست زلال آب سپرد
و دست ريحاني ديگر از نهر گرفتش و مرگ را از او راند. آنقدر لطيف و پاک بود
که خداوند هيچ کس را
لايق نوازشش ندانست و هيچ شامه اي ياراي بوييدن ريحانه را نداشت.

                                 
        *****
 
پس روح در فرشته ي وحي دميده شد.خداوند امين تر از جبرئيل نيافت در زمين و آسمان و ريحانه را به او سپرد و عرشيان را نويد
پيامبري جاويد داد.
اکنون مريم فراموش شده،
با طفلي در بطن
کنار نخل خشکي تکيه زده؛
از باري تعالي ياري مي طلبد
براي آب، براي قوت:

فَناداها مِن تَحتِها ألّا تَحزَني
قَد جَعَلَ رَبُّکِ تَحتَکِ سَريّا.24 
وَهُزّي إلَيکِ بِجزعِ النَّخلَةِ
تُساقِط عَلَيکِ رُطَباً جَنيّا.25 
فَکُلي وَاشرَبي وَقرّي عيناً
فإمّا تَرَيِنَّ مِنَ البَشَرِ أحَداً
فَقولي إنّي نَذَرتُ لِلرّحمانِ صوماً
فَلَن اُکَلّمَ اليومَ إنسيّاً.26 مريمَ


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


+ زن در تاريخ قرآن

دوشنبه 26 آذر 1386 ساعت 6:10 عصر

از موضوعاتي که در قرآن مجيد از آن سخن به ميان آمده،زناني هستند که در خلال قصص قرآني و رويدادهاي تاريخي شناخته شده اند.اين زنان گروهي خوب و گروهي بد بوده اند.و به همين جهت نيز در قرآن از آنان سخن رفته است.قرآن در اين مورد مي خواهد نقش زن
را در دو قطب مثبت ومنفي،با ايمان و بي ايمان روشن سازد تا سرگذشت آنان براي زنان مسلمين هم سرمشق باشد و هم عبرت.سرمشق از زنان پارساي نام آفريني که منشأ دگرگوني هاي مثبت بودند و عبرت از آنان که فکر و کارشان در قطب مخالف،باعث انحطاط
فضيلت انساني وبدنامي خود و گرفتاري ديگران گرديد.
بايد يادآور شويم که قرآن مجيد در دو مورد از زن سخن گفته است: يکي از حدود و حقوق آنان به عنوان يک فرد انسان و تکاليف خاص و حقوق و حدود شرعي که دارند که ما به آن حدود و حقوق زن در قران ميگوييم و در سوره هاي عديده ي قران آمده است،به خصوص
سوره ي نساء.يعني سوره اي که از حقوق زن سخن رفته است.مورد ديگر داستان بعضي از آنان است که در ضمن داستانهاي واقعي که در امت هاي پيشين يادر زمان
پيغمبر ما روي داده آمده است.در قران کريم آمده است:


"اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقکم."يعني اساس برتري انسان در تقواي آنهاست که موجب کرامت وتقرب آنان در نزد پروردگار مي باشد.لذا با مطالعه ي قرآن به محوريت انسان سالاري اين کتاب آسماني پي برده و متوجه مي شويم که تنها انسانيت را وجه تمايز زنان و مردان دانسته اند.
يا اَيّها النّاسُ اِنّا خَلَقناکُم......:حجرات 13"اي مردمان ما شما را از مرد و زني (به نام آدم و حوّا) آفريده ايم
و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده ايم تا همديگر را بشناسيد و هرکس با تفاوت و ويژگي خاص دروني از ديگري مشخص شود و در پيکره ي جامعه ي انساني نقش جداگانه اي داشته باشد.بيگمان گرامي ترين
شما نزد خداوند با تقواترين شماست خداوند مسلماً آگاه و با خبر است."توضيح:صحبت از ناس است چرا که در مورد خلقت هم زن از مرد و هم مرد از زن به وجود آمده اند و اين دو مکمل هم اند.در اين آيه محترم ترين انسانها با تقواترين آنانند و جائي براي فخر قومي بر قومي يا زني بر مردي نيست و حتي شناسنامه هم عامل فخر نمي تواند باشد.همه از خاک آفريده شده ايم و مايه ي اصلي و گوهر ذات همه فطرت  الهي است.


                                                                      من الله توفيق


 


                                                                       


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


+ تنبيه زنان_2

پنجشنبه 22 آذر 1386 ساعت 4:7 عصر

3-وَاضرِبوهُنّ...
در صورتيکه سرکشي و پشت پا زدن به وظايف خود از حد بگذرد و لجاجت و سرسختي ادامه يابد آنها را با تنبيه بدني بر وظايف خود وادار سازيد.مشروط به اينکه تنبيه موجب مجروح شدن يا کبودي بدن او نشود.(البته همه ي فقها اتفاق نظر دارتد که ترک زدن اولي است)

فَاِن اَطَعنَکُم فَلا تَبغوا عَلَيهِنَّ سَبيلاً
اگر اطاعت کردند راهي براي تعدّي بر آنها مجوييد
و به ظاهر اکتفا کرده و اذيتشان نکنيد.

سؤال:اگر مردان نشوز و ناسازگاري کردند چه بايد کرد؟
جواب:آنها هم  درست مانند زنان بايد تنبيه بدني شوند ولي چون از دست زن خانواده ساخته نيست حاکم شرع موظف است آنها را مجازات بدني کند.(تعزير)و در پايان آيه مجدداً به مردان هشدار مي دهد که از موقعيت سرپرستي خود در خانواده سوء استفاده نکنند و به قدرت خدا که بالاتر از همه ي قدرتهاست بينديشند.

انَّ اللهَ کانَ عليّاً کبيراً
.

اميدوارم تو اين دو تا پست،تونسته باشم مختصراً به سوال،جواب داده باشم.


 


                                                    من الله توفيق


نوشته شده توسط : نرگس

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >
:لیست کامل یاداشت ها  :